بانک ويژه زنان

بانک ويژه زنان در شهرستان تنکابن افتتاح شد.

سيده معصومه، مدير کانون فرهنگي، اجتماعي زنان تنکابن با اعلام اين مطلب گفت که بانک زنان شهرستان تنکابن با سرمايه ۱۰۵ ميليون تومان و با مشارکت ۶ هزار عضو افتتاح شد. اين بانک با ارائه وام هاي بلند مدت به زنان سرپرست خانوار و دختران بازمانده از تحصيل و وام هاي کوتاه مدت به ساير زنان خدمات بانکي خود را ارائه مي‌دهد.

همه کارمندان، خدمه و مؤسسان اين بانک زن هستند.

مهري تاکيد مي‌کند: اين بانک با سرمايه اوليه يک ميليون تومان به صورت صندوق قرض‌الحسنه کار خود را آغاز و سپس با توسعه خود به صورت بانکي با ۱۰۵ ميليون تومان سرمايه به وجود آمد. براي توسعه بيشتر آن از اين پس مردان هم در اين بانک مي‌توانند سپرده گذاري کنند.

به گفته وي کارمزد اين بانک ۸ درصد است و با مشارکت جمعي از زنان به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دهد.

 
ای بهترین و زیباترین بهانه زندگیم
 
مادر
 
 
چشمانم ستایشگر چشمان پاک توست.
 
وقتی جهان هستی با آن عظمتش و فرشتگان با میلیاردها سال عبادتشان در محضر تو سرافکنده اند
 
من چگونه تو را بسرایم؟
 
 
مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ 
 
 
تورسپاس می گویم. 
 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

ایا خدا هست؟

 

تا حالا چیزی در مورد موزه ملی شنیدید؟

نمی دونم تا حالا به موزه ایـــران باستـــان (موزه ملی )رفتید یا نه ؟اما من و فرناز به اتفاق چند تا از هم کلاسیها مون بالاخره هفته گذشته به موزه رفتیم.

موزه از 3 بخش تشکیل شده :پیش از تاریخ ،هخامنشیان تا ساسانی و لرستان .

قبول کنید که توضیح دادن در مورد همه اشیا موزه یک کم کار سختیه اما برای اینکه حس کنجکاویتونو یک ذره قلقلک بدم اسم بعضی از اون اشیا رو  در اینجـــا می یارم:پیکرک گلین الـــهه باروری "ونــــوس تپــــه ســراب "،پیکرک سفالین گاو ،مجسمه مفرغی ،بزرگزاده اشکانی (همان مجسمه یک دست معروف)،تندیس سنگی داریوش بزرگ (این تندیس که متاسفانه سر ندارد را مصریها برای داریوش ساخته بودند)،سرسنگی ملکه موزا ،مردنمکی (مردی از بزرگان اشکانی که در اثر سقوط و ضربه مغذی مرده ولی دست سرنوشت جسد او را در یک معدن نمک قرارداده و به همین خاطر جسد او تا حدودی سالم باقی مانده و اکنون این جسد هر روز شاهد این است که همه با تعجب به او نگاه می کنند اما درک نمی کنند که او هم با تعجب به آنها نگاه می کند )،قانون حمورابی (اولین قانونی که بشر وضع کرده است در این قانون برای مجازاتهایی مانند قصاص جریمه نقدی در نظر گرفته شده اما این جریمه ها برای اشراف و غیر اشراف متفاوت بوده است ؛اصل این قانون در موزه لوور در کشور فرانسه قرار دارد)

اما این همه نوشتم تا به اینجا برسم :در موزه چند توریست هم بود که اغلب آنها از کشورهای آسیای جنوبی و جنوب شرقی بودند در کنار همه این توریستها مادری همراه دختر و پسرش  بودند که تنها افرادی در موزه به شمار می رفتند که از نعمت راهنما برخوردار بودند .مادر به زبان فارسی صحبت می کرد پس ایرانی بود و حرفهای خانم راهنما را برای بچه هایش ترجمه میجکرد. بالاخره با کلی دست دست کردن جلو رفتیم و سرصحبت را با آن خانم بازکردیم .من فکر می کردم که شاید از صحبت کردن با ما خیلی استقبال نکنند اما نظرم کاملا اشتباه بود .این خانم ایرانی به همراه همسر سوئدی و 2 پسرش (ما اشتباه کرده بودیم ) در سوئد زندگی می کنند.از پرستو (خانم ایرانی )در باره علاقه فرزندانش به ایران پرسیدیم ، او گفت که الکساندر(14 )و آدرین(10 )فوق العاده به ایران علاقه دارند و نسبت به ایران متعصب هستند . البته به نظر ما (فرناز و من ) این علاقه بچه ها به ایران همه به خاطر علاقه مادرشان به سرزمینش است.علاقه و اشتیاق پرستو بوده که بچه ها را به موزه آورده و با حوصله تمام حرف های راهنما را برای فرزندانش و حرفهای فرزندانش را برای راهنما ترجمه می کرد .

خیلی خوشحالم که الکساندر و آدرین با کمک مادر خوب و با ذوقشان تمدنی را در موزه  دیدند که فکر می کنم بیش از نیمی از ایرانی های داخل ایران آن را ندیده اند .

من که دوست ندارم تعریف کردن از موزه و اتفاقات آن را تمام کنم اما خوب پرحرفی اصلا کار خوبی نیست! اما قبل از تمام کردن این نوشته ها شماره تلفن و آدرس موزه را می نویسم :میدان امام خمینی،خ امام خمینی ،نبش 30 تیر.تلفن :66702063

بدون شرح

  

                               وای بر ما!

احساس را در ما زنده کردی خلبان!!!

سلام ، امروز به مناسبت سالروز تولد آنتوان دو سنت اگزوپری می خواهم شعری از او را بنویسم.

میدانم که شاید نوشتن از آنتوان دو سنت اگزوپری در این وبلاگ کمی غیر معمول باشد(این وبلاگ به دلیل دیگری ایجاد شده است) . اما من می خواهم امروز را به کسی اختصاص دهم که دنیا را با تمام بزرگی و پیچیدگی در کتاب شازده کوچولو گنجاند.شازده کوچولویی که به خاطر گلی از سیارۀ عزیزش دل کند و به جهان سفر کرد.جهانی پر از ...او به سیارۀ یک پادشاه تنها رفت ،به سیارۀ یک خودپسند رفت،به سیارۀ یک میخوار رفت،به سیارۀ یک تاجر رفت ،به سیارۀ یک فانوسبان رفت ، به سیارۀ یک جغرافی دان رفت و در آخر به زمین آمد.

او به زمین آمد و با یک خلبان آشنا شد و ...

من از آنتوان دوسنت اگزوپری ممنونم که عدالت و احساس را به زیباترین شکل ممکن بیان کرد.

 

ده قدم که برداری

  از زمان خارج می شوی

ده قدم که برداری

از امپراطوری ماه و خورشید بیرون میشوی

ده قدم تنها  ده قدم  ده قدم

ده قدم که برداری

نه همهمه ی صدایی

نه تعجبی

ده قدم که برداری

دیگر گذشته ای نمی ماند

ده قدم که برداری...

                             یا صد قدم

                   یا هزار قدم ...

          فرقی نمی کند

هنوز در قلب منی

                   و هر کجا که بروی

هرگز از قلب من بیرون نخواهی رفت...

مهرانگیز کار

 
بزرگ شود
مهرانگیز کار

مهرانگیز کار وکیل، روزنامه‌نگار، و فعال اجتماعی در زمینه حقوق بشر، حقوق زنان و گسترش مردم‌سالاری است.

او متولد سال ۱۳۲۳ در شهر اهواز و دانش‌آموخته دوره کارشناسی رشته حقوق سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران است.

در فروردین سال ۱۳۷۹ مهرانگیز کار در کنفرانس «ایران بعد از انتخابات» که توسط بنیاد هانریش بل در برلین برگزار شده بود شرکت کرد. پس از بازگشت از این کنفرانس در شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی مورد بازجویی قرار گرفت و دستگیر شد. او به مدت دو ماه در سلول انفرادی زندان اوین زندانی بود و پس از آن به خاطر فشار های بین المللی موقتاً آزاد شد.

پس از آن توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه و به چهارسال حبس محکوم شد در حالیکه به تازگی به دلیل سرطان سینه مورد جراحی قرار گرفته بود. مهرانگیز کار موفق شد برای معالجه به خارج از کشور برود. در همین دوره همسرش، سیامک پورزند، ربوده، دستگیر و شکنجه شد و مجبور به اقرار بر علیه خود، خانواده‌اش و بسیاری از دگراندیشان دیگر شد. مهرانگیز کار از سال ۱۳۸۱ در تبعید به سر می‌برد و با دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های معتبر جهان از جمله دانشگاه هاروارد و کلمبیا در آمریکا و موسسه تدا در ژاپن در زمینه حقوق بشر همکاری کرده‌است.

مهرانگیز کار هم اکنون به عنوان پژوهشگر در کالج مطالعات دولتی جان اف کندی در دانشگاه هاروارد مشغول به کار است.

مهرانگیز کار دارای دو فرزند، آزاده (ساکن آمریکا) و لیلی (ساکن کانادا) است

ادامه نوشته

پرنده مردنی است

 

دلم گرفته است

دلم گرفته است

 

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوسته کشیده شب می کشم

 

چراغ های رابطه تاریکند

چراغ های رابطه تاریکند

 

کسی مرا به آفتاب

معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را به خاطر پسپار

پرنده مردنی است

 

 

                             فروغ فرخزاد ،کتاب "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"

کافی نت و کافی شاپ ویژه بانوان  

گفتگو با مریم مقدادی برنده طرح کسب و کار طرح آموزش کارآفرینی دختران فارغ لاتحصیل دانشگاهی

طرح خانم مریم مقدادی در مراسم اختتامیه طرح آموزش کارآفرینی دختران فارغ لاتحصیل دانشگاهی که چندی پیش در محل استانداری برگزار شد به عنوان طرح اول برگزیده شد. طرح ایشان راه اندازی یک کافی نت و کافی شاپ ویژه بانوان در شهرستان ورامین است. قرار است از این طرح مشابه طرح های برگزیده دیگر حمایت هایی مالی از سوی مراجع ذیربط دولتی صورت گیرد.

خانم مقدادی متولد 1354 هجری شمسی است و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی گیاه پزشکی از دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان ورامین است و آن چه در زیر می خوانید متن مصاحبه ای است که اخیراٌ با ایشان در محل خانه پژوهش نواندیش صورت گرفته است.

خانم مقدادی چه زمانی به فکر تأسیس یک کافی نت و کافی شاپ در محل سکونتتان افتادید به عبارت دیگر جرقه این فکر کجا در شما زده شد؟

طرح تأسیس کافی نت در ورامین برای اولین بار در کلاس های کارآفرینی که اخیراٌ در ورامین تشکیل شده بود به ذهنم رسید. این کلاس ها باعث شد احساس کنم که می توانم کسب و کاری راه اندازی کنم به این علت بود که طرح خودم را پیگیری کردم و سرانجام به عنوان طرح شغلی در پایان دوره های آموزشی ارایه کردم.

چرا فکر می کنید طرح شما در منطقه ورامین موفق خواهد شد. آیا پیش از ارایه این طرح به این موضوع فکر کرده بودید؟

البته. پیش از ارایه هر طرح کسب و کاری حتماٌ باید کلیه جوانب کار را سنجید. منطقه ورامین به گونه ای است که استفاده افراد به ویژه دانشجویان از اینترنت زیاد است اما متأسفانه امکانات مناسب در دانشگاه ها برای استفاده آسان از اینترنت وجود ندارد. این مورد به ویژه در مورد زنان مصداق بیشتری دارد. مخصوصاٌ این که تعدادی کافی نت نیز در ورامین وجود دارد که محیط آن ها برای زنان و دختران مناسب نیست و بسیاری ترجیح می دهند که به این مراکز برای استفاده از اینترنت نروند. بنابراین احساس کردم تأسیس یک کافی نت ویژه زنان می تواند مورد استقبال قرار گیرد.

ادامه نوشته

كشاورز نمونه

فاطمه 24سال است كه به طور مداوم كشاورزي و دامداري مي كند. او هر روز ساعت چهار بيدار مي شود و قبل از هر چيز حياط خانه اش را آبپاشي مي كند تا احياناً كساني كه از در خانه اش عبور مي كنند، خيال نكنند او خواب است." از راحت طلبي و در خانه ماندن و كار نكردن متنفرم. از ساعت چهارصبح، هميشه در خانه ام را نيمه باز مي گذارم تا همه بدانند كه ما بيداريم."


فاطمه 42ساله، كشاورز نمونه، طوري از درختان باغش و بيماري آنها سخن مي گويد كه گويي از بيماري فرزندانش.

" بيچاره يكي از درختانم سرطان گرفته بود و از هر روش نويني كه براي درمانش استفاده كردم جوابگو نبود تا آنكه از روش هاي سنتي و كهن كه از سال ها پيش آموخته بودم، استفاده كردم و با مقداري نمك طعام بيماري درختم را درمان كردم."
ادامه نوشته

معرفی یک کتاب

 

 

اول از همه باید به خاطر اینکه دو هفته بدون هیچ اطلاع قبلی هیچ مطلبی ننوشتم عذرخواهی کنم.

                                                

نمی دونم چند نفر از کسانی که این مطلب را می خوانند تا حالا کتاب "عطرسنبل ،عطر کاج" را خوانده اند.اگر این کتاب را خوانده اید می توانید بدانید نظر یک نفر دیگر در مورد این کتاب چیست؟!!!! اگر هم این کتاب را نخوانده اید امیدوارم با این مطلب مشتاق به خواندن این کتاب شوید.

این کــتاب را "فیروزه جزایری دوما"نوشته است.او وقتی 6 ســـاله بود همراه خانواده اش به امریکا رفت.بعد از دو سال دوباره به ایران برگشتند و مدتی در ایران بودند و دوباره برای همیشه به امریکا رفتند .

این کتاب با اینکه توسط یک فرد ایرانی نوشته شده که سالهای کمی در ایران زندگی کرده اما با این وجود سرشار از عشق به ایران است با اینکه واقعا به دموکراسی امریکایی معتقد است اما از اینکه یک ایرانی است به خود می بالد.

این کتاب در زبان انگلیسی با عنوان "Funny in Farsi "منتشر شده است .این اثر یکی از کتابهای  پرفروش امریکا در دو سال گذشته بوده و جوایز متعددی کسب کرده است از جمله یکی از سه کاندیدای نهایی جایزه ی تربر (معتبرترین جایزه کتابهای طنز امریکا در سال 2005 ) و کاندیدای جایزه ی Pen امریکا در بخش آثار خلاقه ی غیر تخیلی .

وقتی این کتاب را میخواندم به مطالب طنزی که داشت خیلی خندیدم اما در بین تمام این خندیدنها به این همه تلاش و پشتکار و عشقی که در خانواده خانم جزایری وجود دارد کمی هم حسودی کردم .از اینکه درک کردم که اغلب خانواده های ایرانی  شهروندانی خوب و موفق در امریکا  هستند هر چند شاید خیلی هم به خاطر مسائل ســـیاسی مورد احـــترام نباشند (به خصوص بعد از جریان گروگــــان گــیری در سفارت )خیلی احساس غرور کردم.

خیلی مشتاق هستم اگر این کتاب را خوانده باشید نظراتتان را در مورد این کتاب بدانم.

 

پس ما می توانیم

زنان آتش نشان کار خود را آغاز مي کنند

با گزينش ۱۰۰ نفر از زنان شرکت کننده در آزمون آتش‌نشاني، آموزش اين گروه آغاز شد که تا دو ماه ديگر آموزش زنان آتش‌نشان به پايان مي‌رسد.

به گزارش مهر، پرويز روزميان‌فر با بيان اين مطلب گفت: پس از پايان آموزش علمي زنان آتش‌نشان، آنها با گذراندن يک دوره سه ماهه آموزش علمي و کاربردي، به نيروهاي آتش‌نشان مي‌پيوندند. وي افزود: زنان آتش‌نشان از نيمه دوم امسال کار خود را در آتش‌نشاني آغاز مي‌کنند و در ايستگاه‌هاي گوناگون آتش‌نشاني به کار گرفته‌مي‌شوند که بسته به نياز از آنان در عمليات خاموش کردن آتش و امداد و نجات بهره گرفته مي‌شود.

 

 اینن زنان ایرانی