سیمین دانشور

متاسفانه با خبر شدم  بانوی داستان نویسی ایران ، همسر جلال آل احمد ، یکی از پیشگامان داستان نویسی معاصر ایران و آخرین بازمانده نسل نویسندگان کلاسیک کشورخانم سیمین دانشور این بزرگ زن نویسنده ایران در بستر بیماری هستن  به همین علت خلاصه ای از زندگیشان براتون مینویسم

دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت.

دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام.

در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد[۷] که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده است. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.

در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر).

دانشور به سال ۱۳۲۹ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد[۸] در همین سال با آل‌احمد ازدواج کرد.[۹] دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایش‌نامه‌نویسی آموخت.[۱۰] در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.

پس از برگشتن به ایران، دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد.

اولین آثار منتشرشدهٔ دانشور عبارت‌اند از مجموعه‌های داستان کوتاه آتش خاموش (اردیبهشت ۱۳۲۷) و شهری چون بهشت (دی ۱۳۴۰) و نیز ترجمهٔ آثاری از برنارد شاو (سرباز شکلاتی، ۱۳۲۸)، آنتوان چخوف (دشمنان، ۱۳۲۸)، آلن پیتون (بنال وطنناتانيل هاثورن (داغ ننگ) و دیگران.

معروف‌ترین اثر دانشور، رمان سَووشون (انتشارات خوارزمی، تیر ۱۳۴۸) است که مدت کوتاهی پیش از مرگ نابهنگام جلال آل احمد، همسر دانشور، منتشر شد. دربارهٔ این رمان نقدهای بسیار معدودی منتشر شده است (گلشیری، ص ۹). این رمان به وقایع پس از پادشاهی محمدرضا شاه می‌پردازد، و ماجراهای آن در نیمهٔ اول سال ۱۳۲۲ در شیراز اتفاق می‌افتند، ولی به گفتهٔ خود دانشور به شکلی رمزی به سقوط دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ نیز اشاره می‌کند (گلشیری، ص ۱۷۱).

از آثار دیگر وی می‌توان به چهل طوطی (با جلال آل‌احمد)، به کی سلام کنم؟ (خوارزمی، خرداد ۱۳۵۹)، و ترجمهٔ ماه عسل آفتابی (۱۳۶۲) اشاره کرد. وی چند اثر غیرداستانی نیز دارد، از جمله غروب جلال (انتشارات رواق، ۱۳۶۰)، شاهکارهای فرش ایران، راهنمای صنایع ایران، ذن بودیسم، و مقالاتی با عنوان «مبانی استتیک» در روزنامهٔ مهرگان.

مهم‌ترین آثار دانشور پس از انقلاب ایران رمان‌های جزیرهٔ سرگردانی (خوارزمی، ۱۳۷۲) و ساربانْ سرگردان هستند که به وقایعی که به این انقلاب منجر شد و اتفاقات بعد از آن می‌پردازند.

۳۰ تیر ۱۳۸۶ خورشیدی دانشور به علت مشکلات حاد تنفسی در بیمارستان پارس بستری شد، نیز شایع شد که وی درگذشته است اما این خبر تکذیب شد

خشونت های قومی علیه زنان

از نظر قانونی در قوانین مجازات اسلامی کشور ایران، اگر مردی زن خود را هنگام نزدیکی (زنا) با مرد دیگری (غیر) ببیند، اجازه قتل او را دارد. بی آنکه دستگاه قضایی او را مجازات کند (ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی). که البته اثبات چنین امری مشکل می نماید. همچنین مطابق قوانین قضایی، پدر یا جد پدری میتواند فرزند خود را به قتل برساند بی آنکه مستحق قصاص باشد (ماده ۲۲۰ ـ پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد ...

 

"نعیمه" زن جوانی از عشایر عرب و ساکن یکی از بخش های جنوبی استان خوزستان بود. وی چندین سال قبل، از همسر خود، به دلیل سوء رفتار وی طلاق گرفته بود. سالها از آن ماجرا گذشته و نعیمه از زنی جوان مبدل به زنی میانسال شده است، زنی که بار زندگی را بر دوش خویش می کشد. اما! درست روزی که در زمین کشاورزی خود، درحال کار زراعی بود، توسط برادرزاده اش با تراکتور زیر گرفته و کشته می شود! دلیل؟ به خاطر ننگ طلاقی که او به پیشانی خانواده زده بود! و این در حالی بود که برادرزاده قاتل، سال ها پس از طلاق نعیمه به دنیا آمده بود... اما این تمام ماجرا نیست!

دختری جوان که برخلاف میل پدر با مردی از قبیله ای ساکن عراق، ازدواج می کند، و برای بیم جان خود مشهد را برای زندگی انتخاب کرده تا از بیم جان سری آسوده بر زمین بگذارد. برادرها به همراه عموزاده هایش، تمامی ایران را در پی او جستجو می کنند، تا سرانجام او را پیدا کرده و به قتل می رسانند. دلیل؟ عدم ازدواج با عموزاده ای که عقدشان را در آسمان بسته بودند! جالب آنکه تنها به ضرب و جرح شوهر آن زن جوان اکتفا می کنند. و سوگمندانه زمانی که مأمورین ویژه بر جسد حاضر می شوند، دختر سه ساله آن زن یک روز کامل در کنار جسد مادر در خانه تنها مانده بود! جرم؟ شاید کمی آزادی! نه یاز هم این پایان ماجرا نیست...

ادامه نوشته

مادر

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد،اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد:در ميان تعداد بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد.

اما کودک هنوزاطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه: اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند.

 خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خوان دو هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.

کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟.

.خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زيباترين و شيرين‌ترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.

کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟

اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات دست هايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني.

کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند،چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟

:فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.

کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد

کودک فهميد که به زودي بايد سفرش را آغاز کند.او به آرامي يک سوال ديگر از خداوند پرسيد:خدايا !اگر من بايد همين حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگوييد..

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهميتي ندارد،مي تواني او را

*** مـــــــــــــــــادر***

صدا کني

مقام زن در ایران باستان

در ايران باستان هميشه مقام زن و مرد برابر و در كنار هم ذكرشده است، حتي گروهي از ايزدان مانند آناهيتا زن هستند و در ميان امشاسپندان، امرداد و خرداد و سپندارمذ، كه صفات اهورامزدا است زن ميباشند.

وآنچه در اوستا آمده است همه نشانه اي از همسنگي زن و مرد است، در فروردين يشت چنين آورده شده: اينك فروهر همه مردان و زنان پاك را مي ستائيم آنان كه روان هايشان در خور ستايش و فروهرهايشان شايسته است اينك فروهر همه مردان و زنان پاكدين را مي ستائيم.

در زمان شاهنشاهي هخامنشيان، براساس لوح هاي گلي تخت جمشيد زنان هم دوش مردان در ساختن كاخ هاي شاهان هخامنشي دست داشتند و دستمزد برابر دريافت مي نمودند، پيشه بيشتر زنان در دوره هخامنشيان صيقل دادن نهائي سنگ نگاره ها و همچنين دوخت و دوز و خياطي بوده است. بنابراين در شاهنشاهي بزرگ هخامنشي با برابري و تساوي خقوق زنان با مردان سر و كار داريم.

بايد خاطرنشان كرد كه زنان در زمان بارداري و با بدنيا آوردن كودكي براي مدتي از كار معاف ميشدند، اما از حداقل حقوق براي گذران زندگي برخوردار مي گشتند و علاوه بر آن اضافه خقوقي بصورت مواد مصرفي ضروري زندگي دريافت مي نمودند، همچنين در گل نوشته هاي تخت جمشيد شاهد آن هستيم كه در كارگاههاي خياطي، زنان بعنوان سرپرست و مدير بودند و گاه مردان زيردست زنان قرار مي گرفتند.

اما زنان خاندان شاهي از موقعيت ديگري برخوردار بودند، آنان مي توانستند به املاك بزرگ سركشي كنند و كارگاه هاي عظيم را با همه كاركنانش اداره و مديريت مي كردند و درآمدهاي بسيار زياد داشتند، اما بايد خاطرنشان كرد كه حسابرسي و ديوان سالاري هخامنشي حتي براي ملكه هم استثنا قائل نمي شد و محاسبه درآمد و مخارج از وي مطالبه مي كرد.


 

ادامه نوشته

مهستی هم رفت

صدای مهستی تا قرن ها در آسمان ایران زمین خواهد پیچید

۴تیر ۱۳۸۶ باز هم یکی از زنان ایرانی را از دست دادیم

 

 

همايش

همايش يكروزه "زن در عرصه حقوق عمومي"  از سوي انجمن علمي – دانشجويي حقوق دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران سي ام ارديبهشت در تالار شيخ مرتضي انصاري اين دانشكده برگزار شد.

در آغاز همايش دكتر كريمي رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسي سخنراني خود را با  موضوع "حق انتخاب شدن زنان به عنوان رئيس جمهور" ايراد كرد.

همچنين ديگر سخنرانان اين همايش: دكتر امير ارجمند درخصوص "حضور زنان در مناصب سياسي اداري"،دكتر هاشمي درباره "،حق مشاركت سياسي زنان" ، دكتر قربان نيا با موضوع "مباني حقوقي و فقهي قضاوت زنان"‘ دكتر عليزاده با عنوان"،جنسيت زدايي از حقوق و حقوق شناسي"، دكتر مصفا  درباره "خشونت عليه زنان"، و دكتر جنيدي با عنوان "، زن و اصول استنباط حقوقي"، سخنان خود را ارايه دادند.

 گفتني است در پايان آقاي بهروز جوانمرد دانشجوي كارشناسي ارشد رشته حقوق جزا از دانشگاه شهيد بهشتي با ارائه مقاله "بزه ديده شناسي زنان با تاكيد بر مقوله خشونت" در بخش جزايي و آقاي حميد قهوه چيان دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه علامه با مقاله "تكوين حقوق زن در عصر مشروطه" در بخش حقوق عمومي به عنوان برگزيدگان بخش ارائه مقاله همايش شناخته شدند.

 

 



 اخبار دانشگاه تهران //news.ut.ac.ir